بعد از روزها که همه جای کشور بارونهای فراونی اومده بود و طرف ما فقط گاهی یه کم بارون میومد امروز از صبح بارون شروع شد و کمکم سرعت و شدت بارش زیادتر شد عصری که داداشم داشت میرفت سر راه دیده بود که داره رود میاد، زنگ زد خبر داد که رود میاد باباجان هم پایه شدند که برن ببینن، منم اول که درگیر بودم نمیخواستم برم ولی در آخرین لحظات مشکل برنامهای که روش کار میکردم حل شد و به خودم جایزه دادم! و باهاشون رفتم که رود رو ببینم، ملت همه جمع شده بودند ما هم که اونجا بودیم کمکم بقیه داداشام هم اومدند و چندتا از اقوام هم بعدا بهمون ملحق شدند و جمعمون جمع شد! بابام همون اولش گفت این رود اینطوری میاد حتما جایی بندی شکسته، بعدش متوجه شدیم که حدس درستی بود و سد یکی از روستاها شکسته و این حجم آب بخاطر اونه!
دوتا عکس هم ادامه مطلب گذاشتم(برای اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید).
(ادامه…)
) دیگه گفتم اینجا معرفیش کنم، اول اجازه بدید چندتا از موسیقیا و آهنگایی که برا خودم خاصند رو معرفی کنم، البته تعداد زیاده ولی اینا دم دستتر بودند، چون قوانین سایتش اجازه نمیداد فقط لینک به سایت میدم: