امشب خیلی دلم گرفت، داشتم به مراسم چهارشنبهسوری و ما مردمان! فکر میکردم که از سروصداها دیدم تو شهر کوچیک ما نسبت به سالهای قبل ترقه و این چیزها بیشتر و بیشتر شده… دیگه واضحتر از این نمیشد صدای پسرفت رو شنید!
نمیدونم چه بلای سرمون اومده! چی شده، یعنی فکر کنم میریم با ذرهبین رسم و رسومات و آیینهای قشنگمون رو پیدا میکنیم و یا کلا منحلشون میکنیم و یا اینجوری به گندش میکشیم! اون از عروسی گرفتنای مسخرمون این هم از مراسم جشن و شادیی سال نو که شده سلاخی* پیش از سال نو! شاید بهتر باشه یه گروهی جمع بشیم و آیینهای بکر و دستنخورده رو پیدا کنیم و برای بهترین ایدهای که میشه این رسم و آیین رو به گند کشید هم هدیه تعیین کنیم تا سرعت سقوط فرهنگیمون مبادا کم بشه و حداقل تو یه چیزی شتابمون مثبت باشه.(البته قدر مطلق شتاب!)
البته قبول دارم، راه شادی کردن رو بر مردم بستن، راهی و جایی برای تخلیه انرژی ندارن و هزار و یک عقده و مشکل تو جامعه به آدما تزریق شده که نتیجش میشه این… ولی در مقابل نقش پررنگ جامعه و حکومت نباید خودمون و چشم و همچشمیهامون و سطحینگری هامون رو نادیده بگیریم، همین دو مثالی که از رسم و رسومات زدم، اگر تو چهارشنبهسوری نقش و روش برخورد اشتباه دولت پررنگه ولی تو جشن عروسی که از یک رسم قشنگ و ساده و شاد تبدیل به یک مراسم شادی مصنوعی شده (منو نکشید میدونم مخالف زیاد دارم
من کلی میگم قبول دارم خیلیاش اینجوری نیستن ولی خیلیاش هم هستند و باور کنید اگر مصنوعی نبودند آمار طلاقمون این نبود) بنظرم کاملا نقش ما مردم پررنگه و هرسال هم داریم دنده عقب تخته گاز به پس میریم!
البته به این هم فکر کردم که شاید اینا مختص کشور ما نیست! شاید تو جهان سقوط اخلاقیات شده هنجار ناهنجار هزاره آهن و فولاد… و فقط ما چون قراره مدرن و باکلاس باشیم مثل اونا شدیم یا داریم میشیم…
به قول داریوش: آی شقایق ما جماعت دردمون از خودمونه!
*سلاخی: به دو چشمی که باید کاملا تخلیه شوند و صاحبش مادری است که سه تا بچهاش را یکجا از دست داده اطلاق میشود، و به اینکه چطور باید در سوگ عزیزانش گریه کند، سلاخی با اعمال شاقه گویند. (این معنی هیچ ربطی به لغتنامهها ندارد، کاملا از دنیای واقعی استخراج شده، یک سال پیش شب چهارشنبهسوری!)
پ.ن.۱: وقتی در سن ازدواج باشید توانایی دارید که از چهارشنبهسوری هم موضوع عروسی بیرون بکشید 
پ.ن.۲: شاید بنظر برسه کلا با شادی و خوشی مشکل دارم، ولی اصلا بحث این چیزا نیست، بحث روش کاره، همون قضیه معروف که آیا هدف وسیله رو توجیه میکنه، بحث در عوض کردن روش شادی کردنه در اینکه کاری کنیم میانگین شادی جمعی بالا بره اونم با اختلاف واریانس کم نه اینکه شادیمون از ترسیدن دیگران، از ضعف دیگران، از کم آوردن دیگران و از خیلی چیزای اینجوری باشه! ( شاید ۴ واحد آمار پاس کنیم بی تاثیر نباشه
)
پ.ن.۳: یه مشکل اساسی ما مردمان اینه که خودمون رو جزو مردم نمیبینیم، و همیشه از حرف مردم و کار مردم حرف میزنیم!
ظریف نوشت: قویترین پاککن جهان را خدا با پلیمر زمان ساخت!