بایگانی: ‘سال نو’

این روزا…+بعدا نوشت…

یکشنبه, ۱۳ فروردین, ۱۳۹۱

اگر از این روزا بخوام بگم، اولش که بعضی از عید دیدنی‌های باقیمونده رو این روزا از سر گذروندیم،
بعدش بیشتر سعی کردم درس بخونم و خوب یکی از کتابا هست که در سطح ارشده، روزای اول که میخوندمش فکر میکردم قراره کل ۶۰۰ صفحه کتاب رو بخونم و بنظرم اومده بود ساده‌ست، تا اینکه به صفحه ۸۰ رسیدم و دیدم کم‌کم سخت میشه، و دود از کله آدم بلند میشه!! وقتی اینجوری شد مجبور شدم برگردم و این ۸۰ صفحه رو مرور کنم و ازشون یادداشت بردارم، داشتم از همه‌ی دنیا ناامید می‌شدم چون واضح بود این حجم کتاب رو نمیشه تو این مدت کم تموم کرد، اما به ذهنم رسید که درس به این سختی رو که نمیشه ۶۰۰ صفحه رو در طول یک ترم تدریس کنند و حتما سرفصلش کمتره دیگه با تماس گرفتن با دوستان و جستجوی اینترنتی معلوم شد حدودا ۳۰۰ تا ۳۵۰ صفحه از کتاب جزو منبع درس بحساب میاد که خبر خیلی خوبی بود! و ۳۰۰ صفحه ما رو جلو انداخت :D
دیگه یک دیدار نخبه‌گان با نماینده هم بود که بنده به عنوان یک نخبه کم حرف رفتم و عزیزان رو با سکوت آشنا کردم! دیدار خوبی بود از اون اتفاقاتی که نیفتاده بود و نور امیدی بود برامون ولی خوب این نماینده هم ترم اولشه!! ایشالله از ترم اولی در بیاد میفهمه کارکردن و توسعه و این‌چیزا همشون چرند و پرندن!

پ.ن.۱: یه پ.ن میخواستم بنویسم ولی یادم نمیاد! یادم اومد تو بعدا نوشت گفتم!!
پ.ن.۲: چند وقت پیش بصورت اتفاقی این آهنگ رو دانلود کردم، دوسش دارم. آهنگ Dance Me To The End of Love از لونارد کوهن«لینک دانلود»
پ.ن.۳: خوب امروز هم که ۱۳ بدره، امیدوارم حسابی بهتون خوش بگذره و بجای ما هم بدرش کنید، من هنوز نمیدونم بدر خواهم کرد یا نه! چون اصلا پریدن این یه روز رو تو برنامه‌ریزیام حساب نکرده بودم درنتیجه از این لحاظ خیلی عقب میفتم و از لحاظ‌های دیگه‌ای هم اگر خانواده خواستن بدر بشن بد نیست منم باهاشون بدر بشم، نمیدونم چه خواهم کرد.

بعدا نوشت: خوب اون پ.ن.۱ یادم اومد :D تو عید دیدنی خونه خواهرم با شبکه نشنـllــــ جئوگر|فیک فـlرسی آشنا شدم، و خوب نمیدونمستم همچین شبکه ای هست! اگر مثل من به مستندای علمی و مستندای حیات وحش علاقه دارید و از وجود این شبکه هم خبر نداشتید حتما برید دنبالش که خیلی عالیه…

بهارانه، سـالـ ۱۳۹۱ مـبـــارکــ بـاد!

دوشنبه, ۲۹ اسفند, ۱۳۹۰

تا ساعاتی دیگر سال جدید شروع می‌شود، برای تمام دوستانم آرزوی بهترینها رو دارم، سلامتی و موفقیت و شادی شما رو تو سال جدید خواستارم، همچنین در این ساعات آخر سال یاد دوستانی که در بینمون نیستند رو گرامی می‌داریم.

در ادامه مطلب یه عیدی موسیقایی در نظر گرفتم…
(ادامه…)

تولد و تشکر

دوشنبه, ۵ دی, ۱۳۹۰


یک برگه دیگه از دفتر زندگی ورق خورد، با همه خوشی‌هاش… با همه غم‌هاش… با تجربه‌هاش با نفس‌گیریهاش… با خاطراتش… با شروع‌هاش با پایان‌هاش… همه گذشتند و رفتند و جاشون رو توی دل پیدا کردند.
سالی که از عمرم گذشت با یک شروع، شروع شد و با یک پایان به پایان رسید…

شروع رو نخواهم گفت و پایان رو شاید در پست آیندم بگم.

در اوایل همین سال از زندگیم بود که بطور اتفاقی بعد از سالها عادت به خوندن فقط مطالب تخصصی و خیلی کم غیرتخصصی با یکی دوتا وبلاگ آشنا شدم… و بعد هم بصورت اتفاقی با وبلاگ آنا و دوستاش آشنا شدم این شد که دوستان وبلاگی زیادی پیدا کردم دوستانی که با شادیاشون شاد و با غم‌هاشون غمگین شدم، شاید یکی از بهترین و شیرین‌ترین خاطرات این یک‌سال عمرم همین آشنایی باشه…
نتیجه این آشناییم هم همینه که الان اینجام و با اینکه سال‌ها بود از وبلاگ زدن خودم دلسرد شده بودم ولی دوستان وبلاگی که پیدا کرده بودم باعث شدند بار دیگه شانسم رو در نوشتن امتحان کنم و خوب کم و بیش این دفعه تونستم!!
خوب بگذریم این پست قرار بود فقط تشکری از یه دوست قدیمی باشه، متاسفانه تنها جایی که عادت کردم توش غیر رسمی بنویسم اینجاست به همین خاطر با اینکه شاید آدرسشو هیچ‌وقت پیش نیاد به دوستم بدم ولی اینجا می‌خوام ازش تشکر کنم، خوب به ذهنم رسید شاید کسی فکر کنه خوب پس دلیل تشکرم اینه که حتما می‌خوام پُز دوست‌هام رو بدم!! خوب چه اشکال داره؟ :D آقا/خانم دوست خوب داریم دوست داریم پزشم بدیم! مملکته داریم؟! :D
در همینجا از دوست و هم‌اتاقی دوران دانشجوییم که منو یادش بود تشکر می‌کنم، خیلی کارت درسته به خدااااا! ممنون از دوستیت و لطفت، اسمت شاید بیشتر از هرچیزی خوشحالم کرد چون من رو برد به دوران دانشجوییم دورانی که خیلی دوسش دارم… یادآوری این خاطرات برام خودش یه هدیه بزرگ بود… بگذریم فکر کنم خاصیت سن و سال ما اینه که منتظر بهانه‌ایم بریم تو فاز خاطرات :D دوست خوبم ایشالله فرصتی باقی باشه جبران کنم :)
و امــــــــا… در اینجا باید از نونوچه و خاموش و شیطونک مهربون هم تشکر کنم بخاطر تبریکشون و «پست» پر از محبتشون که نونوچه تو وبلاگش گذاشت و اشک داییش رو در آورد…
منم براتون دعا میکنم همیشه دل شاد باشید و سلامت و خدا همیشه پشت و پناهتون باشه :) @};-

پ.ن.: شاید با تاخیر کامنت‌]ها رو تایید کنم لطفا نه نگران شید نه دلخور :)